آسوده و بی درد...


هیچ مردی در جهان آسوده و بی درد نیست

ور کسی آسوده دارد دل همانا مرد نیست

دردمندان خود نمی دانند قدر درد خویش

زان که بالاتر ز بی دردی به عالم درد نیست

کشتی افتادگی باید نه تیغ کبر و ناز

ورطه عشق است اینجا عرصه ناورد نیست

حسن لیلی بیشتر کس را کند مفتون ولی

یست عاشق هر که چون مجنون بیابان گرد نیست

در زجاج چشم بد بین است عکس تیرگی

ورنه اندر جوهر مرآت امکان گرد نیست

بر گل رخسار یار من عرق بنشسته است

این شمیم راحت افزا بوی ماءالورد نیست

نسیت گر پروانه بلبل هست از او خون گرم تر

هیچگه بازار حسن گلعذاران سرد نیست

دستیارانند او را زلف و ابرو ،خط و خال

نرگس مست تو در تسخیر دل ها فرد نیست

صرف تا کی کردنش در صحبت نابخردان

عاقلا عمر گرامی گنج باد آورد نیست

از سر و جان عابد!دل بر گرفتن لازم است

عاشقی تنها به اشک سرخ و روی زرد نیست

 

/ 24 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سایه سپید

(هیچکس آنقدر فقیر نیست که نتواند لبخندی را به کسی ببخشد ، و هیچ کس آنقدر ثروتمند نیست که نیازی به لبخند نداشته باشد) سلام دوست مهربون همیشگی...دوشنبه 27 دی تولد دو سالگی وبلاگمه...این به معنای دعوت نامه ای برای حضورت و گذاشتن چند خطی یادگاری در اون روزه...خوشحال می شم که حضور داشته باشی و با چند خطی یادگاری دلشادم کنی...

freecountry.persianblog.ir releasepath.persianblog.ir

سایه سپید

چه افسانه ی زیبایی... زیباتر از واقعیت .. راستی مگر هر شخصی احساس نمیکند که نخستین روز بهار گویی نخستین روز آفرینش است؟ ***نوروز پیشاپیش مبارک***

brida

نو شدن برای انهایی که ... نوروز پيروز[گل]

فاطمه

مرد را دردی اگر باشد خوش است درد بی دردی علاجش اتش است به حوالی ناکجا اباد من سری بزنید.[گل]

saba

سلام من مدیر وبلاگ داستانم که قبلا با هم تبادل لینک کردیم آدرسم عوض کردم این آدرس جدیدمه

فاطمه

مرد را دردی اگر باشد خوشست درد بی دردی علاجش اتش است سر بزن بم