مردم ما...


مردم ما ، زندگانی را

از صدای باد می گیرند

مهربانی و محبت را

از پرستویاد می گیرند

مردم ما ، با صدای آب

غصه را از قلب می شویند

چشمه را وقتی که می بینند

یک سلام گرم می گویند

مردم ما ، شاپرک ها را

مثل گل ها دوست می دارند

روی سنگ کوه ها هم حتی

دانه های عشق می کارند

مردم ما ، دوستی ها را

مثل بوی یاس می دانند

با گروه کبک ها در کوه

هم صدا ، آوازمی خوانند

مردم ما ، مهربان هستند

در ده ما زندگی زیباست

مثل شبنم روی یک گلبرگ

آسمان در چشمشان پیداست

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساغر

سالم.مثل همیشه فوق العاده بود.واقعا خوشحال شدم بعد از مدتها اومدی.خوشحال میشم بیشتر ببینمت از این به بعد![لبخند]

سایدا

سلام جالبه واسم! چرا کوه ریگ؟؟؟؟

سایدا

چرااااا کوه ریگ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سیامک

سلام محمد جون خوبی؟ کجایی پسر کم پیدا شدی نوشته فوق العاده بود ددددددددد

فهیمه

[گل]امشب سر مهربان نخلى خم شد،،، در کیسه نان بجاى خرما غم شد/ در کنج خرابه ها زنى شیون کرد ،،، همبازى کودکان کوفه کم شد..

قصه گوی شهر

سلام دوست عزیز از اینکه یه مدتی نتونستم به شما سر بزنم عذر می خوام شعر جالبی است به من هم سر بزنید موفق باشید

قصه گوی شهر

سلام دوست من شعر جالبی است با شعر مدرسه از خودم و شعر پائیز آپم خوشحال میشم سر بزنی و نظر بدی موفق باشی [گل][گل][گل]

ُسیامک

سلام آدمی ناگزیر به زندگی است و حرکت که حرکت واقعیت است و امید حقیقت و واقعیت همان است که هست و حقیقت آن است که باید باشد و همه در جستجوی آنند... محمد جون کجایی چرا سر نمی زنی دلتنگت شدیم بابا یه سر بیا!

سونیا

مردمی با این همه خوبی در کجای قصه پنهانند [گل]