پشت کوه...

آری از پشت کوه آمده ام...

 

چه می دانستم این ور کوه باید برای ثروت، حرام خورد؟!

برای عشق، خیانت کرد!

برای خوب دیده شدن، دیگری را بد نشان داد!

برای به عرش رسیدن، دیگری را به فرش کشاند!

وقتی هم با تمام سادگی دلیلش را می پرسم می گویند: «از پشت کوه آمده!»

ترجیح می دهم به پشت کوه برگردم و تنها دغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان از دست گرگ ها باشد، تا اینکه این ور کوه باشم و گرگ!

/ 1 نظر / 19 بازدید
ابراهیم

زندكًى رويانيست زندكًى زيباييست مى توان بر درختى تهى از بار زدن بيوندى مى توان از دل اين مزرعه مزرعهء خشك و تهى بذرى كاشت مى توان از ميان فاصله ها را بر داشت دل من با دل تو هر دو بيزار از اين فاصله هاست.